۱۴۰۰ مهر ۱۵, پنجشنبه

"یوگدان!"

 

 گل احمد «حکیمی»

شاهی مشروطه - پارلمانی درندرلندن

06 / اکتوبر / 2021 میلادی - خورشیدی 


 

یوگدان :

فلسفه جهان هستی با شناخت پدیده ها آغازیده هست. و چون انتخاب انسان وسیع شده است درک و فهم آنهم به مرور زمان نیز وسیعتر شده است. و در نهایت هم انسان به این نتیجه رسیده است که: باید موجودی بوده باشد تا اینهمه کایینات را در اختیار خودش داشته باشد. و اینجاست که پای اعتقادات انسانها در میان کشانیده می شود و با گذشت زمان انسانها از نظر اعتقادات مذهبی خود شان گروه گروه از همدیگر متفرق شده و هر یک از آنها در انتخاب دین و مذهبی مصروف تحقیقات و تیوری سازی های خود شان می شوند. و اما در اصل هدف همه ای آنان تمرکز هرچه بیشتر گروه های انسانی بدور خود شان به منظور کسب قدرت و ایجاد حکومت های تک قومی چیز دیگری نبوده است. تا اینکه نخستین کمون انسانی یعنی: کمون اولیه شکل گرفته است.

با این مقدمه توضیحات در مورد صورت بندی های اقتصادی – اجتماعی را به کنار میگذاریم و آنچه را که امروز مورد نیاز فهم و درک و انتخاب و شناخت انسانهاست، بسنده می کنیم.

یوگا و یوگدان:

حرف امروز ما بر سر تیوری های انتخاب و شناخت است که همه مسایل زنده گی (زندگی) امروزی انسانها را دربر می گیرد. و از این جمله یکی هم علم زبانشناسی است که در همه ساحات زنده گی (زندگی) به شکلی از اشکال دخیل است و بدون زبان نمیتوانست وجود داشته باشد. زیرا زبان وسیله ای برای افهام و تفهیم شده است تا انسانها همه آنچه را که در بارۀ آنها می اندیشند و فکر مینمایند را به رشته تحریر درآورده و از موجودیت و یا عدم موجودیت آنها برای نسالهای مابعد خود شان گزارش داده و از خودشان مایه بگذارند. و این مایه را هم «سرمایه!» نامیده اند. زیرا هیچ سرمایه ای مادی و معنوی را شما در زنده گی (زندگی) سراغ ندارید که بدون فکر و اندیشه قابل انتخاب و شناخت دریافت بوده باشد. پس منطقاً هم به این نتیجه می رسیم که: هیچگونه سرمایه ای هم بدون بکار افتادن چرخ فکر نمیتوانسته است ببار آمده باشد. و متفکرین شهیر دنیا را از خود بیرون داده باشد. و چون میان اندیشمندان و متفکرین جهان دو دسته گی پیش آمده است، میراث همه پدیده های دنیا هم بدو دسته تقسیم شده است: 

1  -  مادیات

2  -  معنویات. و حجم فکر تولید شده ای جهان بشریت نیز امروز تنها دو کتاب سرخ طبیعت و شریعت می باشد. اما از آنجاییکه این حجم انرژی فکری در جهان خیلی ها و بس بزرگ است و نمیتوان همه را در عین زمان به همه افراد جهان بشریت رسانید، بار دیگر انسانها به این نتیجه می رسند که: برای کنترول افکار عمومی مردم جهان تنها راهی ممکن و موجود تقسیم این همه غناییم برای آنها ایجاد نظم عمومی در نظام طبیعت و شریعت خلاصه می گردد

1 – کتاب سرخ طبیعت برای (برده گلن آزاد!)

2  - کتاب سرخ شریعت برای (بنده گان خدا!)

چون اساس این اندیشه را در آیین های جین جلیپا و آیین کابالا به وضاحت می توان دید و دریافت. یکی از دلایل موجود هم تمرکز افکار عمومی در قالب زبانهاست که بدون آن ممکن نیست و امکان نمیداشت. دلیل:

وقتی ما به افکار نخستین انسانها مراجعه می کنیم در می یابیم که: انسانها برای خلاصه سازی افکار خود شان تنها راه ممکن را که بتواند آنها را دور هم جمع نموده باشد و به آن اکتفا نموده باشند انتخا دو حرف آغازین و پایانی داستانهای سروده شده آنها می تواند باشد و بس. بیشتر از این در قرن بیست و یکم دیگر راهی نمیتواند منطقی به نظر برسد. و از نظر علم زبانشناسی هم "زبان، جز مجموعه ای از حروف، اعداد و فضای اشغال شده توسط حجم فکری تولید شده توسط خود گروه های انسانی!" الی قرن بیست و یکم چیز دیگر نیست. پس باید بار دیگر هم منتظر باقی ماند تا با دستاورد های دور بعدی جهان بشریت بتوان کار های بهتر از دستاورد های امروز و قرن حاضر را شاهد بود.

اما: آنچه را من در فکر قاصر انسانی خودم به آن دست یافته ام و شما نیز انتظار دارید تا آنرا از زبان من بشنوید اینطور خلاصه میشود: در (سالهای 500 – 750 ق م) در سرزمین های هند و – چین، زبانهایی شکل می گیرند که امروز آنرا بنام هندو آریایی؛ هندوایرانی و هندواروپایی نامیده اند. و سرچشمۀ همه آنها هم از قاره آسیا شروع شده است. و با گذشت زمان به تمدن های بس بزرگ و قوی در زمان و مکان و عصر های هریک خود شان مبدل شده اند. و لی در طول گذشت زمان بیست و یک قرنامروز بار دیگر زبانشناسان بخاطر نزدیک ساختن زبانها آخرین تلاش های ممکن خود شان را نیز به خرچ داده اند تا وجه تفاهم فکری میان هفت الی شانزده میلیارد انسان روی زمین را دریافته باشند. و تنها تفاوت را که میان زبانهای موجود دریافته اند حرف (ے) سانکریتی با حرف (ی) در دیگر زبانها است که از نظر قیمت عددی آن از 1 – 10 منحیث خدای عدد قبول شده است.

و علم طبابت، شناخت و تیوری انتخاب ما را در این زمینه ها کمک می نماید تا جسم و روح خود مان را بهتر از هر زمان دیگری شناخته باشیم و آنرا به کاوش بگیریم. چنانچه واژه یوگا از یوگدان (علم زبان جسم و روح) آمده است که در یوگای «سوریا نمسکارم!» و یا درود بر آفتاب (خورشید) که  با انجام 12 حرکت صورت می گیرد برای ما قابل درک و فهم و رشد منطقی ما انسانها در ایندو زمینه شده است. یوگا در اصل با شمارش معکوس و به کمک پنجه های دست ما و انجام مدیتیشن های آن که هدف از آن "نیکی!" بوده باشد، توصیه شده و میشود که شامل هشت اندیشه نیک و یا "یک پیرامید فکری!" در انسانها می شود:

مرحله آلفا ، مرحله بیتا ، مرحله تیتا ، مرحله دلتا و مرحله گاما پنج مرله ایست که با شمارش انگشتان از دل علوم ریاضی و هندسی بیرون آمده است. همچنان چون فریکانس های فکری انسانها تا بینهایت نیز ادامه دارد و با چرخ گردون توأم یکجا می چرخد، مراحل دیگر آن نیز در علم یوگا از نظر ایجاد هارمونی های جسمی و روحی توضیح داده شده است که شامل سه مرحله می شود:

1  -  کارما 

2  -  دارما 

3  -  آتما (روح) که علم روح شناسی یک بخش دیگری از این مباحث است که انسانها نباید زیاده تر از این به خود این حق را بدهند تا در روح همدیگر هم داخل شده و مرز های خط سرخ همدیگر را عبور نموده باشند. زیرا انسانیت ما برای ما چنین فرمانی را صادر نموده است که هریک از ما باید "حد خود را بشناسیم!" .


۱۳۹۹ اردیبهشت ۳, چهارشنبه





پروژه ایکس 4 :


گل احمد «حکیمی»
22 / اپریل / 2020 میلادی - مسیحی - خورشیدی
شاهی مشروط - پارلمانی ندرلند

پروژه (X - 4) :
1 - جسمت را بساز! ، انسان برای خلقت هست شده است
2 - روحت را بساز! ، انسان برای کسب معرفت خلق شده است
3 - جامعه ات را بساز! ، انسان برای کار خلق شده است
4 - جهانت را بساز! ، انسان برای آبادانی زمین خلق شده است


یادداشت:
چون ما در یونیورس زنده گی داریم و سیاره ای ما - زمین مانند سایر سیارات نظام شمس در کهکشان ما رها شده و در حال حرکت است، از اینرو زمان را نمیتوان برای همیشه قید مکان کرد. و اینکه ما زمان سیاره ای خود مان را به سه قسمت (گذشته، حال و آینده) تقسیم کرده ایم و فکر می کنیم که زمان یعنی همین، باید گفت که به خطا رفته ایم. چون این زمان نیست که به سه قسمت تقسیم شده است، بلکه این فکر و برداشت خود ما از زمان است که چنین می اندیشیم.

دلیل:
فکر کنید ما در تونل زمان (گذشته، حال و آینده) قرار داشته باشیم و در مقابل ما هم یک کامره مین و یا فیلمبردار قرار گرفته باشد و دارد از ما فیلمبرداری می نماید. خواهیم دید که ما فقط با تعداد تصاویری که از ما برداشته شده است سروکار داشته ایم نه با چیز دیگری و این تصاویر هم جز گذشت سالهای عمر ما که از ما گرفته شده است چیز دیگری نیست و نبوده است.

بنابراین:
زمان را ما بر اساس تصورات خود مان به سه قسمت تقسیم کرده ایم و وقتی چنین است می توان آن را به چهار قسمت و یا بیشتر از آن نیز تقسیم کرد و خود را محدود و مقید به یک زمان قبول شده ندانست.

بگونه ای مثال:
چون ما همه در عین تونل زمان در حرکت و رفت و آمد هستیم پس می توان گفت که بُعد چهارم این تونل زمان هم وجود دارد. و حتی ابعاد بالاتر از آن را نیز می توان طی کرد و از هفت در آسمان عبور کرد و به زمان و مکان های دیگر نیز دست یافت و حیات را در آن مکان ها و زمان ها دنبال کرد و از سر گرفت. 









تاریخچه آناتومی:
طی یک دوره زمانی طولانی، آناتومی در حال انجام و افزایش درک بهتر از عملکرد اندام ‌ها و ساختمان ‌های داخل بدن انسان است. روش‌ها به‌ طور چشمگیری از یک آزمایش ساده به تشریح حیوانات و اجساد انسان‌ ها، استفاده از میکروسکوپ، تکنولوژی پیشرفته میکروسکوپ الکترونی و دیگر روش‌ های پیچیده قرن بیستم، پیشرفت کرده ‌اند. در طول قرن ۱۹ و ابتدای قرن ۲۰، این علم برجسته ‌ترین پژوهش‌ های علمی را داشته ‌است.
تاریخچه فیزیولوژی:
اطلاعات فیزیولوژی بدن انسان حداقل به ۴۲۰ قبل از میلاد و زمان بقراط، پدر طب غربی، برمیگردد. تفکر انتقادی ارسطو و تأکید او بر ارتباط بین ساختار و عملکرد اندام ‌ها آغازگر فیزیولوژی در یونان باستان است، زمانی که کلادیوس گالنوس (۱۲۶ – ۱۹۹ بعد از میلاد) معروف به جالینوس، اولین کسی بود که آزمایش‌ هایی را برای شناختن عملکرد بدن انجام می ‌داد. جالینوس کاشف فیزیولوژی تجربی بود. جهان پزشکی از جالینوس به سمت آندرئاس وزالیوس و ویلیام هاروی حرکت کرد.
در طول قرون وسطی، طب سنتی یونان و هند به پیشرفت طب اسلامی کمک کردند. برجسته‌ ترین کار این دوره زمانی را ابوعلی سینا (۹۸۰۱۰۳۷) نویسنده قانون در طب و ابن نفیس (۱۲۱۳_۱۲۸۸) انجام داده ‌اند.
پس از قرون وسطی، دوره رنسانس افزایش تحقیقات فیزیولوژی را در جهان غرب به ارمغان آورد و باعث مطالعات کالبد شناسی و فیزیولوژی پیشرفته شدآندرئاس وزالیوس نویسنده تأثیرگذارترین کتاب کالبد شناسی بدن انسان، فابریکا است. از وزالیوس اغلب به عنوان بنیان ‌گذار کالبد شناسی مدرن یاد می‌شود. کالبد شناس ویلیام هاروی سیستم گردش خون را در قرن ۱۷ توصیف کرده‌ است، مشاهده از نزدیک و آزمایش‌ها دقیق برای یافتن چگونگی عملکرد بدن از اساسی‌ ترین روش‌ های پیشرفت فیزیولوژی بوده ‌است. از هرمان بورهاو با توجه به آموزش نمونه اش در لیدن و کتاب مرجع Institutiones medicae، به عنوان پدر علم فیزیولوژی یاد می‌شود (۱۷۰۸) در قرن ۱۸، مهم ‌ترین فعالیت‌ ها در این حوزه را پییر کابانیس فیزیولوژیست و پزشک فرانسوی انجام داده ‌است.
در قرن ۱۹، دانسته ‌های فیزیولوژیکی به سرعت روی هم انباشته می ‌شدند، بخصوص در سال ۱۸۳۸، نظریه یاخته ماتیاس یاکوب اشلایدن و تئودور شوان ظهور کرد. این نظریه اظهار داشت که اندام‌ ها از واحد هایی به نام سلول تشکیل شده‌ اند. اکتشافات و نوآوری‌ های کلود برنارد در نهایت منجر به مفهوم'' milieu interieur'' (محیط داخل سلولی) شد که بعد ها به عنوان «هومئوستاز» توسط والتر کانن پشتیبانی شد (۱۸۷۱۱۹۴۵) در قرن بیستم، زیست شناسان به چگونگی عملکرد اندام‌ های دیگر موجودات علاقه‌ مند شدند که در نهایت فیزیولوژی مقایسه ‌ای و اکوفیزیولوژی بوجود آمدند. اشخاص برجسته در این زمینه نات اشمیت-نیلسون و جورج بارتولومی هستند. اخیراً، فیزیولوژی تکاملی، جداگانه تنظیم شده ‌است.
مطالعه بیولوژی اساس مطالعات فیزیولوژی است که به یکپارچه‌ سازی عملکرد بسیاری از سیستم ‌های بدن انسان و همچنین فرم آن‌ ها اشاره دارد.
در بدن انسان، سیستم عصبی و غده درون‌ ریز نقش بزرگی در دریافت و انتقال اطلاعات دارند که باعث عملکرد مناسب بدن می‌ شوند. با توجه به فعل و انفعالاتی که در بدن انجام می ‌شود، هومئوستاز یک سیستم مهم برای بدن است.


برگفته شده از سایت ویکی پیدیا: